ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
723
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
نواحى مختلف آنها سكونت گزينند و بر جمعيت آنها افزوده شود به همان ميزان وضع زندگى مردم آن نواحى نيز بهبود مىيابد و بر ميزان ثروت و بنيان گذارى - شهرهاى آنان ميافزايد و دولتها و كشورهاى بزرگى در سرزمينهاى مزبور تشكيل مىيابد و علت همهء آنها همان فزونى كارهاست كه در فصول پيش ياد كرديم و هم در آينده بحث خواهيم كرد كه كارهاى انسانى موجب ازدياد ثروت است ، زيرا از نتايج كارهاى دسته جمعى انسان پس از رفع نخستين نيازمنديهاى ساكنان يك ناحيه مقدار فراوانى زياد مىآيد كه اضافه بر ميزان حوائج عمران آن سرزمين است و از اين رو مردم ثروت عظيمى بدست ميآوردند و منافع اساسى عايد آنان مىشود ، چنان كه در اين باره در فصل معاش و بيان روزى و كسب و پيشه بگفتگو خواهيم پرداخت . و به همين سبب رفاه مردم فزونى مىيابد و وضع زندگانى آنان رو به بهبود ميگذارد و بمرحلهء ناز و نعمت و تجمل خواهى و توانگرى ميرسند و در نتيجهء رواج بازارها ميزان مالياتها و خراجهاى دولت هم افزايش مىيابد و دولت ثروت فراوانى بدست ميآورد و قدرت آن بالا مىرود و انواع استحكامات و دژها ميسازد و شهرها بنيان مىنهد و شهرستانها استوار مىسازد و اين وضع را ميتوان در سرزمينهاى مشرق مانند مصر و شام و عراق و ايران و هند و چين و كليهء نواحى شمالى و كشورهاى آن در ماوراى درياى روم ملاحظه كرد كه چون عمران كشورها و نواحى مزبور ارتقا يافته است چگونه ثروت در ميان آنان افزون شده است و دولتهاى آن سرزمينها بمرحلهء عظمت نائل آمدهاند و شهرها و آبادانيها و پايتختهاى گوناگون در آن سرزمينها بنيان نهاده شده است و تجارتخانهها و احوال ايشان چه اندازه ترقى كرده است و وضع بازرگانان ملتهاى مسيحى كه در اين عصر بكشورهاى مغرب ميآيند از لحاظ رفاه و توانگرى به حدى شگفت آور است كه وصف ناشدنى است . همچنين اخبارى كه از بازرگانان مشرق بما ميرسد [ بيش از آن است كه بتوان آنها